مقالات
طرح های تحقیقاتی
مجلات عضو
فهرست مقالات ( 4 ) مقاله :
نویسندگان: اشرف معینی, محمدرضا فاضلی, لیلا یوسفی
کلیدواژه ها :
: 15233
: 16
: 0
ایندکس شده در :

  مقدمه و هدف: تغييرات مرتبط با بارداري در زمينه انعقاد و پروتئينهاي فيبرينولايتيك باعث افزايش انعقادپذيري و افزايش خطر حوادث ترومبوآمبوليسم وريدي ( VTE ) ميشود. سندرم تخمدان پليكيستيك ( PCOS ) با افزايش سطح مهاركننده عامل فعال كننده پلاسمينوژن-1 ( PAI-1 ) داراي بيشترين قابليت مهار فيبرينولايزيس است.هايپوفيبرينولايزيس احتمالا به دليل اثرات پروترومبوتيك ترومبوفيلي، موجب عوارض بارداري در بيماران PCOS ميشود. هدف اين مطالعه، بررسي فاكتورهاي ترومبوفيلي و بررسي ارتباط آنها با عوارض بارداري در زنان PCOS است.

 

  مواد و روشها: اين مطالعه تحليلي هم گروهي روي 123 زن PCOS مراجعه كننده به كلينيك ناباروري به عنوان گروه مورد و 73 زن بدون PCOS به عنوان گروه كنترل انجام شد. براي اندازهگيري فاكتورهاي ترومبوفيلي پروتئين C ، آنتيترومبين III ، APC-R و پارامترهاي متابوليكي و آندوكريني نمونه خون ناشتا در روز سوم سيكل دريافت و بررسي شد. علاوه بر اين، سابقه عوارضي مانند سقط، IUGR ، دكلمان، مردهزايي و پرهاكلامپسي در دو گروه بررسي و ارتباط احتمالي اين عوارض با فاكتورهاي ترومبوفيلي ارزيابي شد. آزمونهاي آماري تست تي مستقل، كاي دو و فيشر دقيق براي بررسي دادههاي تحقيق استفاده شد.

 

  نتايج: ميانگين پروتئين C ، آنتيترومبين III و APC-R بين دو گروه از نظر آماري تفاوت معناداري نداشت. (به ترتيب با 602/0 P= ، 756/0P = و 603/0 P =). عوارض سقط و IUGR در زنان PCOS از نظر آماري از زنان بدون PCOS به طور معناداري بالاتر بود. (026/0 p =) اما بين اين عوارض و فاكتورهاي ترومبوفيلي از نظر آماري ارتباط معناداري وجود نداشت (549/0 P =).

 

  نتيجهگيري: بين گروه PCOS و گروه بدون PCOS از نظر سوابق عوارض بارداري اختلاف آماري معناداري وجود داشت اما از نظر فاكتورهاي ترومبوفيلي و ارتباط ميان اين فاكتورها با سوابق عوارض بارداري اختلاف آماري معناداري بين دو گروه مشاهده نشد.

نویسندگان: طاهره معدنی, انسیه شاهرخ تهرانی نژاد, اشرف معینی
کلیدواژه ها : پروژسترون واژینال - پروژسترون تزریقی - نارسایی فاز ترشحی
: 25453
: 40
: 0
ایندکس شده در :
پروژسترون يكي از هورمونهاي مهم در آمادهسازي اندومتر جهت باروري جنين ميباشد و كمبود اين هورمون گاهاً باعث نازايي و اختلال در خونريزي ماهانه خانمها ميگردد. با پيدايش روشهاي پيشرفته در درمان نازايي (ART) موارد بروز اين نارسائيها در بيماران افزايش يافته و نياز اين افراد به مصرف پروژسترون خارجي را افزوده است. باتوجه به فرآوردههاي گوناگون اين دارو در اين تحقيق سعي شده است كه انواع طبيعي و محلول در روغن (progesterone in oil) را با انواع ديگر آن كه بصورت شياف واژينال يا ركتال استفاده ميشود مورد مطالعه و مقايسه قرار گيرد. مطالعه بصورت آينده نگر و با روش Randomized clinical trial بوده و بر روي بيماراني كه تحت درمان در سيكلهاي ART قرار داشتند صورت پذيرفته است، روش سوپراوولاسيون، با استفاده از GnRHa+hMG و در طي سال 1375 در مؤسسه رويان بوده است. در طي اين زمان 185 مورد انتقال جنين صورت گرفته كه 88 نفر (گروه اول) بطور اتفاقي تحت درمان با شياف پروژسترون و 97 نفر (گروه دوم) تحت درمان با پروژسترون تزريقي قرار گرفتند. ميزان حاملگي گروه اول 22 مورد (25%) و گروه دوم 25 مورد (25/8%) ميباشد، كه از لحاظ آماري نيز اختلاف معنيداري ندارند (9/0p=). در اين بيماران پروژسترون روز 5 و 7 بعد از تزريق hCG مورد اندازهگيري قرار گرفت كه متوسط ميزان پروژسترون سرم در گروه اول برابر با ng/ml52/72 و اين مقدار در گروه دوم ng/ml 49/29 بوده كه لحاظ آماري اختلاف معنيداري نشان نميدهد (764/0p=). نتيجه حاصل از اين تحقيق نشانگر اين مسئله است كه تقريباً نحوه اثر اين نوع فرآورده پروژستيني در تقويت مرحله ترشحي آندومتر و كمك به لانهگزيني جنين يكسان بوده و بايد انتخاب دارو را با توجه به شرايط و تمايل بيمار بعمل آورد.
نویسندگان:
کلیدواژه ها : پروتئین S - ترومبوفیلی - سندرم تخمدان پلیکیستیک - فاکتور V لیدن - مقاومت نسبت به پروتئین C فعال - مهار کننده فعال کننده پلاسمینوژن 1 - ناباروری - هموسیستئین
: 9639
: 19
: 0
ایندکس شده در :
زمینه و هدف: در زنان مبتلا به سندرم تخمدان پلیکیستیک (PCOS) به دلیل افزایش مهارکننده فعالکننده پلاسمینوژن (PAI-1) بیشترین قابلیت مهار روند فیبرینولیز وجود دارد. كاهش سطح فعاليت فيبرينوليز در زنان مبتلا به PCOS ميتواند به واسطه اعمال اثرات پروترومبوتيك ترومبوفيلي، موجب از دست رفتن بارداري يا ساير عوارض شود. این مطالعه با هدف بررسی و مقایسه فاکتورهای ترومبوفیلی در زنان مبتلا و غیر مبتلا به PCOS انجام گردید.روش بررسی: در این مطالعه تحلیلی 123 زن نابارور مبتلا به PCOS به عنوان گروه مورد و 73 زن نابارور با علل مردانه ناباروري و عدم ابتلا به PCOS به عنوان گروه شاهد وارد مطالعه شدند. تمامي موارد براي درمان ناباروری در سال 1387 به بيمارستان روئين تن آرش تهران مراجعه کرده بودند. برای اندازهگیری فاکتورهای ترومبوفیلی، پروتئین S، APC-R، هموسیستئین و پارامترهای متابولیکی و آندوکرینی (FSH, LH, LH/FSH, FBS GTT دو ساعته و پرولاكتين)، نمونه خون ناشتا در روز سوم سیکل دریافت گردید و در هر دو گروه بررسی شد. از آزمونهای آماری t مستقل، رگرسيون لجستیک، 2 و منـ ویتنی برای بررسی دادههای این تحقیق استفاده شد. 05/0p به عنوان سطح معنیدار در نظر گرفته شد.نتایج: میانگین پروتئین S و APC-R در گروه مورد کمتر از گروه شاهد بود؛ اما این اختلاف معنیدار نبود (به ترتیب با 752/0p= و603/0p=)، همچنین میانگین هموسیستئین در گروه شاهد (mmol/l 25/13) بیشتر از گروه مورد (mmol/l 49/12) بود؛ اما اختلاف معنیداری مشاهده نگردید (157/0p=). افزايش سن و ابتلا به PCOS شانس غير طبيعي شدن هموسيستئين را افزايش ميدهد (05/0p<). نتیجهگیری: براساس نتایج اين مطالعه فاکتورهای ترومبوفیلی در گروه PCOS طبيعي و با گروه شاهد اختلاف معنیداری نداشت. مطالعه حاضر ارتباط چنداني بين فاكتورهاي ترومبوفيلي و PCOS نشان نميدهد؛ اما ابتلا به PCOS و افزايش سن، شانس غيرطبيعي شدن سطح هموسيستئين را افزايش ميدهد.
نویسندگان: معرفت غفاری نوین, انسیه شاهرخ تهرانی نژاد, مهناز اشرفی, طاهره معدنی, اشرف معینی, لیلا کریمیان
کلیدواژه ها : ICSI تاخیری - تلقیح مجدد - IVF مختل شده - اختلال در لقاح
: 30181
: 23
: 0
ایندکس شده در :
هدف از اين مطالعه بررسي توانايي باروري تخمكهاي بارور نشده يك و يا دو روزه پس از انجام IVF، بوسيله تكنيك ICSI بود. بدين منظور 35 بيمار تحت درمان ناباروري با تكنيك IVF كه عدم باروري تخمك هاي آنها 16 الي 18 ساعت پس از زمان تلقيح Insemination)) به اثبات رسيده بود، دردو گروه جداگانه مورد بررسي واقع شدند. در گروه اول 21 بيمار و با 72 تخمك، پس از مدت 24 ساعت وگروه دوم 14 بيمار با 45 تخمك پس از مدت 48 ساعت بوسيله اسپرم هاي جمع آوري شده براي IVF مربوطه و نگهداري شده در انكوباتور مورد تزريق با تكنيك ICSI قرارگرفتند. جنين هاي طبيعي تشكيل شده از گروه اول 72 ساعت و از گروه دوم 96 ساعت پس از جمع آوري تخمك ها به رحم منتقل شدند. نتايج اين بررسي باروري تخمك ها را پس از انجام ICSI در گروه اول به ميزان 5/80 درصد و درگروه دوم بميزان 6/46 درصد مشخص نمود كه اختلاف معني داري را بين اين دو گروه نشان ميداد. ميزان جنين هاي تقسيم شده در تخمكهاي تزريق شده در گروه اول 3/79 درصد و در گروه دوم 8/42 درصد بود. و نهايتاً انتقال جنين ها در 19 بيمار ازگروه اول (94 درصد) و 11 بيمار از گروه دوم (78 درصد) انجام پذيرفت. هيچگونه حاملگي پس از انتقال جنين درگروه اول مشاهده نشد در حاليكه يك مورد حاملگي و تولد نوزاد سالم درگروه دوم صورت پذيرفت.نتايج حاصل بيان كننده اين مطلب است كه انجام ICSI تاخيري پس از 24 يا 48 ساعت از عدم باروري تخمك ها با تكنيك IVF، سبب باروري تخمك ها و تشكيل جنين، بميزان بسيار بالايي خواهد بود. استفاده از اين روش بعنوان يك پروتكل ايده آل در برنامه درماني مراكز لقاح خارج رحمي، شانس زوجهاي نابارور را در داشتن فرزند، بمراتب افزايش خواهد داد.